الملا فتح الله الكاشاني

189

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

باور داشتند و بعضى تكذيب آن كردند همچنانكه قوم تو كه در قرآن اختلاف نمودند برخى تصديق كردند و گروهى راه تكذيب پوئيدند وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ و اگر نبودى كه سخن پيشى گرفته است مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو در تاخير عذاب از قوم يعنى قول ما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم و يا در وعده قيامت و خصومت در آن كما قال بل الساعة موعدهم لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده ميشدى ميان ايشان به عذاب استيصال در دنيا وَ إِنَّهُمْ و بدرستى كه مشركان عرب لَفِي شَكٍّ هر آينه در گمانند مِنْهُ از قرآن مُرِيبٍ گمانى كه موقع ريب است يعنى ظن غالب ايشان آنست كه قرآن كذبست پس بر سبيل احتجاج بر اهل جحود ميفرمايد كه . مَنْ عَمِلَ هر كه بكند كردارى صالِحاً شايسته از قرآن و طاعت و عبادت فَلِنَفْسِهِ پس از براى نفس اوست يعنى منفعة و ثواب آن راجع است به او نه به غير او وَ مَنْ أَساءَ و هر كه بكند از فسوق و معصيت فَعَلَيْها پس بر اوست يعنى و بال و عقاب او ملحق است به او وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ و نيست پروردگار تو ستم كننده لِلْعَبِيدِ مر بندگان را كه فراخور عمل مكافات نكند و ثواب طاعة كسى را به غير دهد و به جهت معصيت شخصى غيرى را عقوبت فرمايد و اختيار ظلام كه صيغهء مبالغه است بر ظلم اشعار است مر آنكه صدور ظلم قليل از كسى كه غنى مطلق باشد در نهايت عظمت است چه جاى صدور ظلم عظيم و ديگر مواخذه كسى بگناه غيرى و اثابة شخصى بطاعة ديگرى ظلم عظيم است آورده‌اند كه كفار قريش به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند اگر تو پيغمبرى در وعيدى كه ما را ميكنى از عذاب اخروى و صادقى ما را بگوى كه قيامت كى خواهد بود آيه آمد كه . إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ بسوى خدا باز گردانيده مىشود دانستن قيامة نه به غير او پس جزوى هيچكس عالم نيست كه قيامت در چه زمان قايم شود و ما تخرج من ثمرة و بيرون نيايد هيچ ميوهء و حفص ثَمَراتٍ خوانده يعنى هيچكدام از انواع ميوه‌ها بيرون نيايد مِنْ أَكْمامِها از غلافهاى خود وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى و بار نگيرد هيچ ماده از انسان و غير آن از حيوانات وَ لا تَضَعُ و ننهد بار خود را در هيچ وقت إِلَّا بِعِلْمِهِ مگر در وقتى كه مقرونست بدانش خداى يعنى همچنانكه علم قيامة خاصه اوست علم ثمار و نتاج نيز مخصوص است به او از حيثيت كميت و كيفيت و كبر و صغر و طعوم و روايح و الوان و غير آن و از كيفيت